فغواره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ غْ ر)(ص مر.) مانند بت یا مجسمه ساکت و بی روح.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ غْ ر)(ص مر.) مانند بت یا مجسمه ساکت و بی روح.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فغواره . [ ف َغ ْ رَ /رِ ] (ص مرکب ) کسی که از غایت تکبر و غرور و یا از بسیاری اندوه و ملال ساکت باشد و سخن نگوید. (فرهنگ فارسی معین ). کسی را گویند که از غایت دماغ و تکبر و نهایت غرور و تحیر یا از بسیاری اندوه و ملال و دلتنگی و خجالت ساکت شده باشد و حرف نزند و معنی ترکیبی این لغت بت مانند است چه فغ بت را گویند و واره مانند را، یعنی همچو جماد خاموش است . (برهان ) : فغفور بودم و فغ پیشم فغ رفت و من بماندم فغواره . بوشکور.