فغان زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فغان زدن . [ ف َ زَ دَ ] (مص مرکب ) فریاد زدن . فغان کردن : فغان می زد و طیرگی می نمود. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فغان زدن . [ ف َ زَ دَ ] (مص مرکب ) فریاد زدن . فغان کردن : فغان می زد و طیرگی می نمود. نظامی .