فسحه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فسحة. [ ف ُ ح َ ] (ع اِمص ) فراخی . (منتهی الارب ).
فسحه . [ ] (اِخ ) به معنی تل مرتفع و نام یکی از مرتفعات کوه نبو است که موسی قبل از موت خود اراضی مقدسه را از بالای آن دید. (از قاموس کتاب مقدس ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فسحة. [ ف ُ ح َ ] (ع اِمص ) فراخی . (منتهی الارب ).
فسحه . [ ] (اِخ ) به معنی تل مرتفع و نام یکی از مرتفعات کوه نبو است که موسی قبل از موت خود اراضی مقدسه را از بالای آن دید. (از قاموس کتاب مقدس ).