فروکش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فروکش . [ف ُ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) فرودآینده در جای، و اقامت کننده به مکانی . ◄ (اِمص مرکب ) به معنی مصدر نیز آمده است، یعنی فرود آمدن در جایی . (غیاث ). ترکیب ها: - فروکش شدن ؛ فروکش کردن .رجوع بدین مدخل ها شود. ◄ به معنی فرو رفتن نیز باشد چنانکه آب در زمین فروکش کند.