فروکش کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) (مص ل.)<BR>۱- مهار شدن.<BR>۲- در جایی فرود آمدن و ماندن.<BR>۳- از شدت و حدّت چیزی کم شدن.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) (مص ل.)<BR>۱- مهار شدن.<BR>۲- در جایی فرود آمدن و ماندن.<BR>۳- از شدت و حدّت چیزی کم شدن.<br>