فروکش شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(فُ کِ. شُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- در جایی فرود آمدن و ماندن.<BR>۲- از شدت چیزی کم شدن.<br>واژه قبلی: فروکشواژه بعدی: فروکش کردن