فروکش شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فُ کِ. شُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- در جایی فرود آمدن و ماندن.<BR>۲- از شدت چیزی کم شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فُ کِ. شُ دَ) (مص ل.) ۱- در جایی فرود آمدن و ماندن. ۲- از شدت چیزی کم شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فروکش شدن . [ ف ُ ک َ / ک ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ماندن و توقف کردن و فرودآمدن .(غیاث ) (بهار عجم ) (آنندراج ). رجوع به فروکش شود.