فرموش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ) (اِ. ص.) نک فراموش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ) (اِ. ص.) نک فراموش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرموش . [ ف َ ] (اِ) به معنی فراموش است که از یاد رفتن و در خاطر نماندن باشد. (برهان ) : بخور کاین جام شیرین نوش بادت بجز شیرین همه فرموش بادت . نظامی . ترکیب ها: - فرموش شدن . فرموش کار. فرموش کردن . فرموشی . فرموشیدن . رجوع به هر یک از این مدخل ها شود.