فرفره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرفره .[ ف َ ف َ / ف ِ ف ِ رَ / رِ ] (اِ) فرفر که زود و تعجیل و شتاب در کارها و گفته ها و نوشته ها باشد. ◄ چرمی مدور که اطفال ریسمانی در آن گذارند و درکشاکش آورند. (برهان ). هر بازیچه که با کشیدن یا به کمک باد بچرخد. (یادداشت به خط مؤلف ) : با بی قرار دهر مجوی ای پسر قرار عمرت مده به باد به افسون و فرفره . ناصرخسرو. رجوع به فرفر و فرفروک شود. ◄ بادزن را نیز گویند. ◄ کاغذپاره ای را هم گفته اند که طفلان بر چوبی تعبیه کنند و به دست گیرند و رو به باد بایستند تا باد آن را به گردش درآورد. (برهان ).