فرخجستگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرخجستگی . [ ف َ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ ] (حامص مرکب ) مبارکی . فرخی .خجستگی . میمنت . (یادداشت به خط مؤلف ) : ارجو که فرخی بود و فرخجستگی و ایزد به کار ملک مر او را بود معین . فرخی . رجوع به فرخجسته و خجستگی شود.