فراز داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. تَ)(مص م.)۱ - پیش آوردن، نزدیک ساختن.<BR>۲- پایین آوردن.<BR>۳- در برابر چیزی نگه داشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. تَ)(مص م.)۱ - پیش آوردن، نزدیک ساختن. ۲- پایین آوردن. ۳- در برابر چیزی نگه داشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرازداشتن . [ ف َ ت َ ] (مص مرکب ) پیش آوردن . نزدیک ساختن . پائین آوردن : گر ستوهی ز قال حدثنا سر به سرّ خدای دار فراز. ناصرخسرو. ◄ در برابر چیزی نگه داشتن : ماهی از دریا برآوردی و به آفتاب چشمه فرازداشتی تا بریان شدی و بخوردی . (ترجمه ٔ تاریخ طبری ). رجوع به فراز شود.