فحس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فحس . [ ف َ ](ع مص ) به دهان و زبان گرفتن از دست آب و جز آن را. ◄ به دست مالیدن جو را چندانکه خار و جزآن از وی دور گردد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فحس . [ ف َ ](ع مص ) به دهان و زبان گرفتن از دست آب و جز آن را. ◄ به دست مالیدن جو را چندانکه خار و جزآن از وی دور گردد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).