فاقد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ق ِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- نایابنده، کسی که چیزی یا کسی را نداشته باشد.<BR>۲- زنی که شوهر یا فرزند خود را از دست داده باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ق ِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- نایابنده، کسی که چیزی یا کسی را نداشته باشد. ۲- زنی که شوهر یا فرزند خود را از دست داده باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاقد. [ ق ِ ] (ع ص ) آنکه چیزی یا کسی از دست او رفته باشد. (اقرب الموارد). مقابل واجد. - فاقد چیزی بودن ؛ نداشتن آن . (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ زن شوی یا پسر گم کرده . زن شوی یا پسر مرده . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ گاو ماده که بچه اش را دده خورده، و کذا ظبیة فاقد. (منتهی الارب ). رجوع به فقد و فقدان شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
بدون، بی
واژگان فارسی سره واژهدان
نبود، نادار، گم کننده، بیبهره، بی، بدون