فاسد شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاسد شدن . [ س ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) تباه شدن . تباه گردیدن : ظن آن شخص فاسد شد و بازار اینان کاسد. (گلستان ). ◄ گندیدن . رجوع به فاسد شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
پوسیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاسد شدن . [ س ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) تباه شدن . تباه گردیدن : ظن آن شخص فاسد شد و بازار اینان کاسد. (گلستان ). ◄ گندیدن . رجوع به فاسد شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
پوسیدن