غیداقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غیداقی . [ غ َ ] (ص نسبی ) منسوب به غیداق (اِخ ). رجوع به غیداق شود. ◄ نوعی از تیر بغایت سخت که سنگ را میشکند و از غیداق آرند. (از برهان قاطع) (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ) : به یک گشاد ز شست تو تیر غیداقی شود چو پاسخ کهسار باز تا غیداق . خاقانی . رجوع به غیداق (اِخ ) شود. - تیر غیداقی ؛ تیری بغایت سخت که سنگ را میشکند. (ناظم الاطباء). رجوع به غیداقی در سطرهای بالا شود.