غنایم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غَ یِ) [ ع. غنائم ] (اِ.) جِ غنیمت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(غَ یِ) [ ع. غنائم ] (اِ.) جِ غنیمت.
فرهنگ طیفی واژهدان
غنیمت، غنایم جنگی، غلام، کنیز، برده نفت، ثروت ملی یغما، تاراج، باج، خراج، باج سبیل، پول زور جنسدزدی، قاچاقی، قاچاق، کالای ممنوع رانت، یارانه، سوبسید، کمکهای بلاعوض مالیات انفال، مالکیت مشاع عتیقهجات، چیز کهنه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی