غنا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غَ) [ ع. غناء ] (اِمص.) توانگری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(غَ) [ ع. غناء ] (اِمص.) توانگری.
(غِ) [ ع. غناء ] ۱- (اِمص.) آوازخوانی. ۲- (اِ.) آواز خوش و طرب انگیز، سرود، نغمه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غنا. [ غ ِ ] (ع اِمص ) توانگری . (بحر الجواهر). توانگری و بی نیازی و دولتمندی . (غیاث اللغات ). مأخوذ از غِنی ̍ عربی است که بمعنی کفایت کردن و توانگری و فراخی زندگی است . هستی . دارایی . مقابل فقر و نیستی . رجوع به غِنی ̍ شود : غنا فاضلتر که فقر، که غنا صفت باری تعالی است و فقر بر وی روا نه . (ابوسعید مهنه ). درویشان به غنا رسیدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١٢٧٢ ص ٤). تو ای توانگر حسن از غنای درویشان خبر نداری اگر خسته اند و گر ریشند. سعدی (طیبات ). برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من . سعدی (بدایع). ◄ (اِ) سرود. نغمه . دستگاه . (بحر الجواهر). مأخوذ از غِناء عربی است . آوازخوانی . موسیقی . رجوع به غَناء و غِناء شود : نخوردی بی غنا یک جرعه باده نه بی مطرب شدی طبعش گشاده . نظامی . چهارم روز مجلس تازه کردند غناها را بلندآوازه کردند. نظامی . خواست تا سازد از غنا، سازی در چنان گنبدی خوش آوازی . نظامی .
غنا. [ غ َ ] (اِخ ) غانا. سابقاً به نام ساحل طلا معروف بود. از کشورهای مشترک المنافع و جمهوری است . در مغرب آفریکا در کنارخلیج گینه قرار دارد. مساحت آن ٣٢٣٩٢٥ گز مربع است و سکنه ٔ آن ٤١١٨٥٠٠ تن هستند. پایتخت آن آکرا و محصول مهم آن کاکائو است . در «اطلاعات سالانه » ١٣٤٠ هَ . ق . بخش سوم ص ٦٥ چنین آمده : غنا که به نام ساحل طلا مشهور است از شمال غربی به دلتای علیا، از جنوب غربی به ساحل عاج، از مشرق به توگو و از جنوب به اقیانوس اطلس محدود است . این کشور از چهار بخش کلنی، اشانتی، منطقه ٔ شمالی و کناره ٔ توگولند تشکیل شده و به شش استان منقسم است . جمعیت غنا در سال ١٩٥٤ م . ٤٦٧٦٠٠٠ تن بود، از این عده ٤١١١٣٠٠ تن آفریکایی (سیاه پوست ) و ٦٤٥٧ تن غیر آفریکایی، و از عده ٔ اخیر غیرآفریکایی ٤١٠٢ تن انگلیسی و ١٢١٣ تن لبنانی و ١٥٧ تن اهل سوریه و ١٩٧ تن هندی هستند. از سال ١٩٥٤ م . به این طرف قریب به یک میلیون تن بر سکنه ٔ این کشور افزوده شده است .پایتخت غنا شهر اکرا است که ٢٠٠٠٠٠ تن سکنه دارد. تاریخچه ٔ غنا: تاریخ سکونت اقوام کنونی مناطق ساحل طلا بطور قطع معلوم نشده است، مسلم آن است که اقوام مزبور بطور اجتماع در ناحیه ٔ بسیاروسیعی میان سودان و صحرای آفریکا و مناطقی که پیش از این یاد شده میزیسته اند، و روزگاری امپراطوری پهناوری به نام گانا داشته اند. ساکنان کنونی هنوز هم آن عصر و زمان را بیاد دارند و به یادبود همان سابقه ٔ تاریخی نام امروز کشور خود را غنا گفته اند. مردم غنا در حدود سال ١٢١٤ م . مورد حمله ٔ مسلمانان قرار میگیرند و قراء و قصبات آنان به دست عربها غارت میشود؛ مردم ناگزیر پراکنده میشوند و به جنوب کوچ میکنند و شاید ٨٠٠ تا ١٠٠٠ میل راه می پیمایند تا از تطاول عربهادر امان بمانند و از آن پس تا امروز بتدریج در مناطق کنونی سکنی میگزینند. فرانسویان میگویند در سال ١٣٨٣ م . بساحل طلا رسیده قلعه ٔ المینا را در آن سرزمین بنا کرده اند. این گفته مستند تاریخی ندارد. در سال ١٤٧١ م . ساحل طلا از طرف دریانوردان پرتقال کشف گردید و یازده سال بعد، یعنی در سال ١٤٨٢ قلعه ٔ المینا به دست آنان بنا شد. این قلعه ١٥٥ سال بعد به دست هلندیان افتاد و پنج سال پس از آن یعنی در ١٦٤٢ م . پرتقالیان همه ٔ متصرفات خود را در ساحل طلا به هلندیان واگذار کردند. در سال ١٥٥٣ م . انگلیسیان و در ١٥٩٥ هلندیان با این سرزمین باب داد و ستد را گشودند، سه سال بعد هلندیان مکانی در موری برپا ساختند. در سال ١٦٢٣ م . دانمارکیان قلعه ٔ کریستیانس برک را بنا کردند و ٢٢سال بعد سوئدیان این قلعه را متصرف شدند و تا سال ١٦٥٧ م . آن را در اختیار داشتند، در سال ١٦٢١ انگلیسیان محلی در کرمانتی نزدیک حوض نمک ساختند و در ١٦٥٢ سوئدیان نیز در کپ کوست قلعه ای بنا کردند. در سال ١٧٥٢ م . کمپانی آفریکایی «بروش » کمپانی هند شرقی در تحت حمایت دولت انگلیس تشکیل میشود و در این تاریخ جز انگلیسیان که در مرکز کپ کوست و هلندیان که در مرکز قلعه ٔ المینا و دانمارکیان در مرکز قلعه ٔ کریستیانس برک مستقر بودند، کلیه ٔ دول اروپایی دیگر ساحل طلا را رها میکنند. نخستین میسیون انگلیسی در ١٨١٧ م . روانه ٔ اشانتی میشود و چهار سال بعد دولت انگلیس مناطق اشغالی «کمپانی افریکایی » را تصرف میکند، ولی مردم اشانتی که به جنگجویی و دلیری معروفند در سال ١٨٢٤ م . قوای انگلیس را مغلوب کردند، اما دو سال بعد انگلیسیان موفق شدند این مردم استقلال طلب را مغلوب سازند از آن به بعد هم انگلیسیان مصروف ایجاد تشکیلات اساسی دولتی و اقتصادی در این مناطق میشود. در سال ١٨٤٤ م . رؤسای بعض قبایل کتباً اختیارات و سلطه ٔ انگلیسیان را به رسمیت شناختند و از این تاریخ است که استیلای قطعی انگلیس در این سرزمین آغاز میگردد. شورای تقنینیه اول مرتبه در سال ١٨٥٢ م . تشکیل شد. دول دیگر اروپا که تا این تاریخ ساحل طلا را ترک نکرده بودند در مقابل دولت انگلیس نتوانستند مقاومت کنند و چنانکه فهرست وقایع نشان میدهد، از این زمان به بعد آن چند دولت دیگر هم که هنوز قلعه ای از این اراضی در اختیار داشتندبتدریج این نواحی را ترک گفتند. در سال ١٩٥٠ م . دانمارکیان متصرفات خود را در مقابل ده هزار لیره به انگلیسیان واگذار کردند. هلندیان نیز در ١٨٦٧ م . برطبق قرارداری متصرفات خود را در مشرق رودخانه ٔ سوت با متصرفات انگلیس واقع در مغرب همان رودخانه معاوضه کردند، و پنج سال بعد اجباراً کلیه ٔ متصرفات خود را در ساحل طلا در مقابل ٣٧٩٠ لیره به انگلستان واگذار کردند، از این پس باز هم مدتی انگلیسیان با عشایر محلی بخصوص قبایل اشانتی در ستیز بودند تا سرانجام در ١٩٠١ م . موفق شدند بکلی آن قسمت را نیز ضمیمه ٔ ساحل طلا کنند. در سال ١٩٤٩ قوام نکرومه حزب مردم را تأسیس میکند و در ١٩٥١ م . همین شخص از طرف مجلس مقننه ای که تازه افتتاح شده بود بعنوان پیشوای امور دولتی انتخاب میگردد. نکرومه در سال ١٩٥٢ م . نخستین رئیس دولت ساحل طلا شناخته شد. در سال ١٩٥٦ م . نخست وزیر مقدمات استقلال کشور را فراهم کرد و سرانجام در ششم مارس ١٩٥٧ استقلال کشور رسماً اعلام گردید و در تاریخ اول ژوئیه ١٩٦٠ م . اولین انتخابات ریاست جمهوری بعمل آمد و قوام نکرومه به ریاست جمهوری انتخاب گردید. غنا هشتادویکمین عضو سازمان ملل متحد و عضو کشورهای مشترک المنافعانگلستان است . این کشور دارای یک مجلس است و انتخابات پارلمان مخفی و یکدرجه ای است . مردم اعم از زن و مرد از ٢١سالگی از حق رأی برخوردارند. دوره ٔ تقنینیه سابقاً ٤ سال بود، ولی برطبق قانون اساسی مصوب سپتامبر ١٩٥٦ م . به پنج سال افزایش یافت و آخرین انتخابات در ١٧ ژوئیه سال ١٩٥٦ بعمل آمد. تعداد نمایندگان ١٠٤ تن اند و بترتیب بین نواحی مختلف تقسیم میشوند. محصولات : ساحل طلا سرزمینی زراعتی است و کاکائو محصول عمده ٔ آن است که یک سوم بازار جهان را تأمین میکند. باید یادآور شویم که از عمر کشت کاکائو در این کشور بیش از هفتاد سال نمیگذرد. بار اول شخصی نجار به نام ته کوراشز در سال ١٨٧٩ م . تخم کاکائو رااز جزیره ٔ فرناندوپو (واقع در گینه ٔ اسپانیا) به این سرزمین آورد. بعد بتدریج زراعت این دانه ٔ نباتی رونق گرفت و با سرعتی عجیب افزایش یافت ؛ بنحوی که محصول کاکائو از سال ١٨٩١ جزء ارقام صادراتی این کشور درآمد. دیگر از منابع صادراتی این کشور، طلا، الماس، منگنز و بوکسیت است . واحد پول آن لیره ٔ غنایی است که برابر با یک لیره ٔ انگلیسی است . از اواخر سال ١٩٦٠ کمپانی آفریکایی «گلف اویل کمپانی » در منطقه ٔ مستعمره ٔغربی در تجسس منابع نفت است . غنا دارای یک دانشگاه و ١٢ دبیرستان و ١٣٠٠ مدرسه است که در آنها ٧٠٠٠٠٠ تن به خواندن درس اشتغال دارند. زبان رسمی غنا انگلیسی است و مهمترین زبانهای محلی، گانا، فانتی، تری، اکان و وایو است . مذهب مردم غنا بیشتر آنیمیسم و اسلام و مسیحیت است . ارتش غنا در حال حاضر مرکب از سه لشکراست، و سه هنگ توپخانه و مهندسی و مکانیزه نیز دارد. در غنا دو حزب سیاسی مهم به نام حزب مردم و حزب اتحاد است . حزب نخستین اکنون ٨٥ کرسی و حزب دوم ١٧ کرسی را در مجلس اشغال کرده اند. مجلس غنا دو تن نماینده ٔ مستقل نیز دارد.
مترادف و متضاد واژهدان
بینیازی، توانگری، ثروت، دولتمندی پرباری (متضاد: فقر)
واژگان فارسی سره واژهدان
پرمایگی