غفاء
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غفاء. [ غ ُ ] (ع اِ) آب آورد. (منتهی الارب ) . غثاء. (تاج العروس ) (قطر المحیط) . ◄ کاه گندم . (منتهی الارب ). حطام البر. (اقرب الموارد). ◄ آفتی است خرمابن راکه مانند غبار بر غوره نشیند پس خرمایش رسیده نشود بگذارند. (منتهی الارب ). آفة للنخل کالغبار یقع علی البسر فمایدرک . (اقرب الموارد). ◄ آنچه نفی کنند از شتران . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).