غرنیچی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرنیچی . [ غ َ ] (اِ) سرما و زمستان سخت . (برهان قاطع) (اقرب الموارد) (انجمن آرا). به حذف نون نیز دیده شده است . (آنندراج ) (انجمن آرا). سرمای سخت و زمستان و غرنچی به حذف تحتانی مخفف آن است .
غرنیچی . [ غ َ ] (اِخ ) نام شخصی است معین یا غیر معین : چو غرنیچی به محشر زنده گردد بسنجد طاعتش ایزد به میزان کم آید طاعتش گوید خدایا ترازو پله دارد سر بگردان . (فرهنگ نظام ).