غرمینوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرمینوی . [ غ ُ ن َ وی ی ] (ص نسبی ) منسوب به غُرمینوی . رجوع به غرمینوی شود. (انساب سمعانی ).
غرمینوی . [ غ ُ ] (اِخ ) از رستاق مایمرغ است به فاصله ٔ دو یاسه فرسخ از سمرقند. (از انساب سمعانی ورق ٤٠٧ ب ).
غرمینوی . [ غ ُ ن َ ] (اِخ ) محمدبن شبل غرمینوی، مکنی به ابوسعید، وی از موسی بن احمدبن عمر سمرقندی روایت دارد. و ابوسلمة سعیدبن سلیمان الصغار از وی حدیث کرد. (انساب سمعانی ورق ٤٠٧ ب ).