غدا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غَ) [ ع. غداء ] (اِ.) بامداد. مق عشاء.<br>
فرهنگ فارسی معین
(غَ) [ ع. غداء ] (اِ.) بامداد. مق عشاء.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غدا. [ غ َ ] (ع اِ) بامداد. (مقدمةالادب زمخشری ). ظاهراً مخفف غداة است . رجوع به غداة شود. ◄ لفظ مشترکی است که در فارسی و عربی به معنی طعام به کار برند ولی در اصل به غذائی که هنگام صبح تناول شود اطلاق کنند : غدای روح باشد نطق جانان به جسم مرده ٔ عاشق دهد جان . شعوری (از لسان العجم ).