غبوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غبوق . [ غ َ ] (ع اِ) شراب شبانگاه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (دهار). ج، غبائق برخلاف قیاس . (اقرب الموارد). آن شراب که شبانگاه خورند. (مهذب الاسماء). شراب شبانگاه و آخر روز. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). آنچه به شب آشامند از آشامیدنی چون شیر و شراب و جز آن . خلاف صبوح . ◄ شرب شبانگاه، و آن از مغرب تا گاه نماز خفتن باشد : و فتح اخلاط نیز پیوند آن فتوح و غبوق آن صبوح شد. (جهانگشای جوینی ). و در گوش هر عاقل و مدهوش، به صبوح و غبوق آواز نوشانوش . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ٢٦). ◄ شتر ماده ای که پس از مغرب دوشیده شود: هذه الناقة غبوقی و غبوقتی ؛ ای اغتبق لبنها. ج، غبائق . ◄ لقیته ذاغبوق و ذاصبوح ؛ ای بالغداة و العشی، لایستعملان الا ظرفاً. (اقرب الموارد).
غبوق . [ غ ُ ] (ع مص ) شراب شبانگاهی خوردن . ◄ شراب شبانگاهی خورانیدن . (منتهی الارب ).