عیدگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیدگاه . (اِ مرکب ) نمازگاه عید. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). محلی در بیرون شهر که در آنجا نماز عید فطرگذارند. (یادداشت مرحوم دهخدا). عیدگه : دو گیتی عیدگاه آفتابش شهید غمزه ٔ حاضرجوابش . حکیم زلالی (از آنندراج ). ◄ محلی دربیرون هر شهر (از شهرهای اسلامی ) که در آنجا شتر نحرکنند و قربان کنند به روز گوسفندکشان . (از یادداشت مرحوم دهخدا).
عیدگاه . (اِخ ) محله ای است قدیمی در مشهد که آن را سرشور هم نامند.