عکاش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عکاش . [ ع ُک ْ کا ] (اِخ ) آبی است . (منتهی الارب ). آبی است دارای نخل و قصرهایی از آن بنی نمیر، در ماورای حظیان در شریف . (از معجم البلدان ).
عکاش . [ ع ُ / ع ُ ک ْ کا ] (ع اِ) تننده، یا تننده ٔ نر، یا خانه ٔ آن . (منتهی الارب ). عنکبوت، یا نر از عنکبوتها، ویا خانه ٔ عنکبوت . (از اقرب الموارد). عکاشة. و رجوع به عکاشة شود. ◄ علم و لواء که بر درخت پیچد و منتشر شود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
عکاش . [ ع ُک ْ کا ] (اِخ ) کوهی است مقابل طمیة، و عقیده داشتند که آن زوج طمیه است، که البته از خرافات باشد. (از منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).