عکاسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عکاسی . [ ع َک ْکا ] (حامص ) عمل و شغل عکاس . (فرهنگ فارسی معین ). - فن عکاسی ؛ عکس برداری . (فرهنگ فارسی معین ) : آقا رضای پیشخدمت حضور همایون چون در فن عکاسی به درجه ٔ کمال رسیده به لقب عکاس باشی سرافراز گردید. (مرآةالبلدان ج ١ ص ٢٠). و رجوع به عکس برداری شود. ◄ (اِ مرکب ) مغازه ٔ عکاسی . (فرهنگ فارسی معین ). عکاسخانه . و رجوع به عکاسخانه شود.