عهنة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عهنة. [ ع ِ ن َ ] (ع اِ) پاره ای از پشم . (منتهی الارب ). قطعه ای از عهن . (از اقرب الموارد). واحد عهن، یعنی پاره ای از پشم . (ناظم الاطباء). ◄ درختی است که گلش سرخ باشد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ کینه و خشم، و آن لغتی است در «احنة». (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).
عهنة. [ ع ُ ن َ ] (ع اِمص ) دوتا شدن شاخ درخت یا شکسته شدن آن بی آنکه جدا گردد. (منتهی الارب ) (ازناظم الاطباء). خم شدگی شاخه ٔ درخت، و گویند شکستگی آن، و گویند بدون آنکه جدا شود. (از اقرب الموارد).