عنزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنزی . [ ع َ ن َ ] (ص نسبی ) منسوب به عنزةبن اسدبن ربیعةبن نزاربن معدبن عدنان که حیی است از ربیعه . (از اللباب فی تهذیب الانساب ). - لاأفعل کذا حتی یؤوب العنزی ؛ فلان کار را انجام نمیدهم تا عنزی بازگردد، یعنی آن کار را هرگز انجام نمیدهم . و عنزی مردی بود از بنی عنزة که برای چیدن قرظ (برگ درخت سلم ) رفت و بازنگشت . (از اقرب الموارد). رجوع به قارظ عنزی و قارظان شود.
عنزی . [ ع َ ] (ص نسبی ) منسوب به عنزبن وائل بن قاسط. رجوع به عنز (ابن وائل ...) و اللباب فی تهذیب الانساب شود.