عنانگرای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنانگرای . [ ع ِ گ َ / گ ِ ] (نف مرکب ) متمایل . میل کننده . روی آورنده : یک رکابی مپای بر سر زهد چون شود دل عنانگرای صبوح . خاقانی . گشتاسب بن لهراسب ... بر عزیمت تفرج و تصید به صوب کرمان عنانگرای شد. (سمطاللاَّلی ).