عنان زن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنان زن . [ ع ِ زَ ] (نف مرکب ) که عنان زند. که لگام و دهانه زند. ◄ که رام و مطیع کند. که به اطاعت درآورد. که تسلیم کند : کرشمه کردنی بر دل عنان زن خمارآلوده چشمی کاروان زن . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنان زن . [ ع ِ زَ ] (نف مرکب ) که عنان زند. که لگام و دهانه زند. ◄ که رام و مطیع کند. که به اطاعت درآورد. که تسلیم کند : کرشمه کردنی بر دل عنان زن خمارآلوده چشمی کاروان زن . نظامی .