عنان تاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنان تاز. [ ع ِ ] (نف مرکب )مخفف عنان تازنده . عزیمت کننده بتندی . رونده بسرعت . - عنان تاز کردن ؛ سوار کردن . (از آنندراج ). - ◄ تاختن . عزیمت کردن بسرعت . رفتن بشتاب . روی آوردن بتندی یا بقصد حمله : جریده بهر سو عنان تاز کن بهشیارمغزی نظر باز کن . نظامی (از آنندراج ). - عنان تاز گشتن ؛ عزیمت کردن بتندی . رفتن بسرعت . روی آوردن بشتاب . تاختن : ازو کار مقدس چو با ساز گشت سوی ملک مغرب عنان تاز گشت . نظامی .