عمران
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عُ مْ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) آباد کردن.<BR>۲- (اِمص.) آبادانی، آبادی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عُ مْ) [ ع. ] ۱- (مص م.) آباد کردن. ۲- (اِمص.) آبادانی، آبادی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمران . [ ع َ ] (ع اِ)دو گوشت پاره بالای لهات آویخته . (منتهی الارب ). دو گوشت پاره که بر ملازه آویخته است . (از اقرب الموارد).
عمران . [ ع َ ] (اِخ ) موضعی است به یمن . (منتهی الارب ).
عمران . [ ع َ م َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ).
واژگان فارسی سره واژهدان
سازندگی، آبادی، آبادانی
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه