علی فزاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی فزاری . [ ع َ ی ِ ف َ ] (اِخ ) ابن محمد فزاری . از قضاة قرن چهارم هجری بود. او راست : کتاب الدعاء. (از معجم المؤلفین ).
علی فزاری . [ ع َ ی ِ ف َ ] (اِخ ) ابن محمدبن ابراهیم بن عبدالرحمان بن ضحاک فزاری . مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن مقری (در التکملة شهرت وی «ابن بقری » ذکر شده است ). فقیه و محدث و متکلم بود و در سال ٥٥٢ یا ٥٥٣ یا ٥٥٧ هَ . ق . در غرناطة درگذشت . او راست : ١- شمائل النبی (ص ) که آن را الشمائل بالنور الساطع الکامل نامیده است، در دو جلد بزرگ . ٢- مدارک الحقائق فی اصول الفقه . ٣- منهاج السداد فی شرح الارشاد.٤- نزهةالاصفیاء و سلوةالاولیاء فی فضل الصلاة علی خاتم الانبیاء (ص ) در دوازده جلد. (از معجم المؤلفین ).
علی فزاری . [ ع َ ی ِ ف َ ] (اِخ ) ابن غراب فزاری کوفی . مکنی به ابوالحسن . تابعی بود. و نیز رجوع به ابوالحسن (علی بن ...) شود.