علی غزولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی غزولی . [ ع َ ی ِ غ ُزْ وَ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ بهائی دمشقی غزولی . ملقب به علاءالدین . رجوع به «غزولی » و علی بهایی شود.
علی غزولی . [ ع َ ی ِ غ ُزْ وَ ] (اِخ )ابن یوسف بن احمد مصری مکی یمنی شافعی . مشهور به غزولی . وی فقیه و اصولی و نحوی و عالم فرایض و شاعر بودو در مکه اقامت داشت و وفات او اندکی پس از سال ٨٦٠هَ . ق . روی داد. او راست : ١- الایجاز اللامع علی جمعالجوامع سبکی . ٢- زبدة الفرائض . ٣- شرف العنوان، مشتمل بر پنج علم . ٤- منظومةالحجة علی البهجة، در نحو. (از معجم المؤلفین از الضوءاللامع سخاوی ج ٦ ص ٥١).