علی سخاوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی سخاوی . [ ع َ ی ِ س َ ] (اِخ ) ابن محمدبن عبدالصمدبن عبدالاحدبن عبدالغالب همدانی مصری . ملقب به علم الدین و مکنی به ابوالحسن . رجوع به علم الدین سخاوی شود.
علی سخاوی . [ع َ ی ِ س َ ] (اِخ ) ابن محمد سخاوی . مکنی به ابوالحسن . وی منسوب به «سخا» است و آن قریه ای است در مصر. اوابتدا بر مذهب مالکی بود سپس به مذهب شافعی گروید ودر مسجدی در «قرافة» ساکن شد. و هنگامی که ابوالقاسم شاطبی به آن دیار آمد وی نزد او قرائت قرآن را با روایات مختلف خواند. سپس به دمشق رفت و حلقه ٔ درسی در جامع دمشق تشکیل داد. یاقوت حموی گوید که این شرح حال را در سال ٦١٩ هَ . ق . نوشتم در حالیکه این علی بن محمد در دمشق است و سنین کهولت را میگذراند. او راست : ١- شرح المفصل . ٢- کتابی در تفسیر قرآن . ٣- الوحید فی شرح القصید، که منظور قصیده ٔ شاطبی است . (از معجم الادباء چ قاهره ج ١٥ ص ٦٥ و چ مارگلیوث ج ٥ ص ٤١٤).
علی سخاوی . [ ع َ ی ِ س َ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن ابراهیم بن جباره ٔ کندی محلی سخاوی مالکی . ملقب به شرف الدین و مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن جبارة. رجوع به علی (ابن جبارة...) شود.