علی رضا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی رضا. [ ع َ ی ِ رِ ] (اِخ ) ابن موسی الکاظم بن جعفرالصادق علیهم السلام، مکنّی به ابوالحسن . هشتمین امام نزد شیعه ٔ امامیه . او راست : ١ - الرسالةالذهبیة فی حفظ صحةالمزاج و تدبیره بالاغذیة و الاشربة و الادویة، که آن را برای مأمون عباسی تألیف کرده است . ٢ - مسند فی فضل اهل البیت . رجوع به ابوالحسن (علی الرضا...) و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج ٧ ص ٢٥٠. فهرس المؤلفین بالظاهریة. الاعلام زرکلی ج ٧ ص ١٧٨. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ٨٧٦. هدیةالعارفین بغدادی ج ١ ص ٦٦٨.
علیرضا. [ ع َ رِ ] (اِخ ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل . واقع در ١٩ هزارگزی شمال باختری سکوهه و ١٤ هزارگزی باختر راه شوسه ٔ زاهدان به زابل . ناحیه ای است جلگه و دارای آب و هوای گرم و معتدل و ١٦٠ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ هیرمند تأمین می شود و محصول آن غلات و لبنیات است . اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
علیرضا. [ ع َ رِ ] (اِخ ) ابن رئیس حسین رویدشتی اصفهانی . رجوع به علیرضا اصفهانی شود.