علی خفاجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی خفاجی . [ ع َ ی ِ خ َ ] (اِخ ) ابن ثمال خفاجی . امیر بنی خفاجة. وی مردی شجاع و عاقل و کریم بود و ابتدا حمایت کوفه بر عهده ٔ او بود ولی پس از مدتی از این سمت معزول گشت و تنها ریاست قبیله ٔ خویش راعهده دار شد و در سال ٤٢٦ هَ . ق . به دست برادرزاده ٔخویش حسن بن ابی البرکات بن ثمال به قتل رسید. (از الاعلام زرکلی بنقل از کامل التواریخ ابن اثیر ج ٩ ص ١٥٣).
علی خفاجی . [ ع َ ی ِ خ َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ خفاجی، ملقّب به نورالدین . منجم بود و در سال ١٢٠٠ هَ . ق . درگذشت .او راست : ١ - اسراج الانور فی کیفیةالعمل بالربع المقنطر. ٢ - القول المهذب فی کیفیةالعمل بالربع المجیب . (از معجم المؤلفین بنقل از هدیةالعارفین ج ١ ص ٧٧١).