علی خزاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی خزاز. [ ع َ ی ِ خ َزْ زا ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان خزاز سوسی (شوشی )، مکنّی به ابوالعلاء. وی لغوی و از اهل شوش خوزستان بود و نزد ابوعبداﷲ محاملی به تلمذ پرداخت . ابونصر سجزی (سگزی ) از او روایت دارد. (ازمعجم الادباء چ مارگلیوث ج ٥ ص ٢٤٦ چ قاهره ج ١٤ ص ١٠).
علی خزاز. [ ع َ ی ِ خ َزْ زا ] (اِخ ) ابن محمدبن علی خزاز رازی قمی، مکنّی به ابوالقاسم . فقیه و اصولی و متکلم قرن چهارم هجری بود.او راست : ١ - الایضاح فی اصول الدین علی مذهب اهل البیت . ٢ - کفایةالاثر فی النصوص علی الائمة الاثنی عشر. (ازمعجم المؤلفین ج ٧ ص ٢١٧). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است : فوائدالرضویه ٔ عباس قمی ج ١ ص ٣٢٥. روضات الجنات خوانساری ص ٣٨٨. منتهی المقال ابوعلی ص ٢٢٤. تذکرةالمتبحرین ص ٤٩٠. تنقیح المقال مامقانی ج ٢ ص ٣٠٧. وی شاگرد صدوق بن بابویه است و او را کتاب «الاثر» در امامت نیز می باشد. (از یادداشت دهخدا).