علی حداد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی حداد. [ ع َ ی ِ ح َدْ دا ] (اِخ ) ابن محمدبن جعفربن عنبسه ٔ حداد عسکری، مکنّی به ابوالحسن . از علمای قرن چهارم هجری بود و از جمله شاگردان او ابوعبداﷲ احمدبن محمدبن عیاش جوهری (متوفی در ٤٠١ هَ . ق .) بوده است . او راست : ١- الکامل فی الاحکام . ٢ - من روی من النساء من آل ابی طالب . (از مصنفی علم الرجال آقابزرگ طهرانی ص ٢٩٥).
علی حداد. [ ع َ ی ِ ح َدْ دا ] (اِخ ) ابن محمد حداد مصری، مکنّی به ابوالحسن . او راست : حدیقة المنادمة و طریقة المناسمة، که در سال ١٠٤٠ هَ . ق . از تألیف آن فراغت یافت .(از معجم المؤلفین بنقل از هدیةالعارفین بغدادی ج ١ ص ٧٥٥). و نیز رجوع به طبسی (علی بن محمدبن ...) شود.