علی حجازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی حجازی . [ ع َ ی ِ ح ِ ] (اِخ ) ابن حسن بن عجلان بن رمیثه ٔ حسنی حجازی، مکنّی به ابوالقاسم . وی از اشراف حجاز بود و در سال ٨٠٧ هَ . ق . متولد شد و در سال ٨٤٥ هَ . ق . از طرف برادر خود برکات به امارت مکه رسید، ولی بر اثر فتنه ای که بین آن دو برپا شد، در سال ٨٤٦ هَ . ق . ترکان او را خلع کردند و به قاهره فرستادند و در آنجا زندانی گردید سپس او را به اسکندریه و از آنجا به دمیاطبردند و در سال ٨٥٣ هَ . ق . در زندان آنجا درگذشت . وی شخصی کریم و خوش بیان بود و برخی گفته اند که او ازبهترین افراد بنی حسن به شمار می رفت . (از الاعلام زرکلی بنقل از التبرالمسبوک ص ١٤ حوادث الدهور ج ١ ص ٤٢. الضوءاللامع ج ٥ ص ٢١١). و نیز رجوع به «شرفاء مکه » شود.
علی حجازی . [ ع َ ی ِ ح ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمدبن ابراهیم حجازی شافعی سقطی . رجوع به علی سقطی شود.
علی حجازی . [ ع َ ی ِ ح ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمد حجازی سقطی حنفی، ملقّب به نورالدین . صوفی بود. او راست : کشف تاج التراجم من دائرة الجود و المراحم ابن عربی، که در سال ٩٠٧ هَ . ق . از تألیف آن فراغت یافت . (از معجم المؤلفین بنقل از هدیةالعارفین بغدادی ج ١ ص ٧٤٠).