علی تهامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی تهامی . [ ع َ ی ِ ت َ ] (اِخ ) ابن محمدبن فهد تهامی، مکنّی به ابوالحسن . وی شاعری فصیح بود که در یمن متولد شد و به شام و عراق و جبل سفرکرد و مدتی ابن عباد را مدح کرد و به معتزله گروید سپس عهده دار خطابه ٔ «رملة» گردید و با کمک حسان بن مفرج به مصر سفر کرد و در سال ٤١٦ هَ . ق . در زندان قاهره مخفیانه کشته شد. او را دیوان شعر کوچکی است . (از معجم المؤلفین ج ٧ ص ٢١٩). صاحب معجم المؤلفین مآخذ ذیل را نیز آورده است : تاریخ دمشق ابن عساکر ج ١٢ ص ٢٦٩. سیرالنبلاء ذهبی ج ١١ ص ٨٤. وفیات الاعیان ابن خلکان ج ١ ص ٤٥١. البدایه ٔ ابن کثیر ج ١٢ ص ١٩. شذرات الذهب ابن عماد ج ٣ ص ٢٠٤. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ٧٧١. فهرس الخدیویة ج ٤ ص ٢٣٨. و نیز رجوع به ابوالحسن تهامی شود.
علی تهامی . [ ع َ ی ِ ت َ ] (اِخ ) ابن حیدربن محمدبن احمد هاشمی حسنی تهامی . از والیان یمن بود و در سال ١١٨٢ هَ . ق . متولد شد. ابتدا از یاران عمش شریف حمودبن محمد بود سپس از وی روی گردان شده در سال ١٢٣٠ هَ . ق . به مکه رفت و چون ترکان بر شهرهای حیس تا مخلاف سلیمانی که تحت حکومت شریف حمود بوده است، مستولی شدند وی در سال ١٢٣٤ هَ . ق . بدانجا بازگشت و حاکم بر این منطقه گشت و سرانجام بسال ١٢٥٤ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی بنقل از نیل الوطر ج ٢ ص ١٣٤).