علویین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علویین . [ ع ِل ْ وی یی ] (ص نسبی، اِ) ج ِ عِلوی . رجوع به علوی شود. ◄ (اِخ ) زحل و مشتری و مریخ، ازآنرو که فلک این سه بالای آفتاب است . و رجوع به سفلیین شود.(یادداشت مرحوم دهخدا). و نیز رجوع به علویة شود.
علویین . [ ع َ ل َ وی ی َی ْ ] (ع ص نسبی، اِ) مثنای علوی ّ. رجوع به علوی شود. ◄ (اِخ ) دو ستاره ٔ زحل و مشتری . (ازاقرب الموارد). عِلویَّین . (یادداشت مرحوم دهخدا).
علویین . [ ع ِل ْ وی ی َی ْ ] (ع ص نسبی، اِ) مثنای عِلوی . رجوع به علوی شود. ◄ (اِخ ) زحل و مشتری . عَلَویین . (اقرب الموارد). - قران علویین ؛ قران زحل و مشتری که بهر بیست سال یک بار باشد. (یادداشت مرحوم دهخدا، از مقدمه ٔ ابن خلدون ).