علالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علالة. [ ع ُ ل َ ] (ع مص ) دوشیدگی شتر در میانه ٔ روز. (منتهی الارب ). دوشیدن شتر در میانه ٔ روز. (آنندراج ) (اقرب الموارد). ◄ نیزه زدن در پی هم : و لولا علالة أرماحنا لظلت نساؤهُم ُ تحلب . (از ذیل اقرب الموارد). ◄ پیاپی دویدن . (ذیل اقرب الموارد). ◄ (اِ) آنچه به وی بهانه کنند وعذر آرند: ما هی الا علالة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ شتر که بعدِ دوشیدن فیقه ٔ نخستین دوشند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ بقیه ٔ شیر در پستان . (منتهی الارب ). ◄ باقی هرچیزی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ بقیه ٔ قوت پیر. (منتهی الارب ) (لسان العرب ). ◄ شخص تحصیل کرده . ◄ معلم مدرسه . (ناظم الاطباء).