علالا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عَ) (اِصت.)<BR>۱- بانگ و شور و غوغا، علالوش.<BR>۲- (کن.) سخن پهلودار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عَ) (اِصت.) ۱- بانگ و شور و غوغا، علالوش. ۲- (کن.) سخن پهلودار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علالا. [ ع َ ] (اِ صوت ) بانگ و شور و غوغا. (برهان ) (ناظم الاطباء). علالوش . هیابانگ : بجه از جو، سوی ما آ، که تماشاست در این سو ستر اﷲ علینا، چه علالاست در این کو. مولوی . - علالای سگ ؛ پارس کردن او. بانگ او : زین همه بانگ و علالای سگان هیچ واماند ز راهی کاروان ؟ مولوی . ◄ تشنیع. ◄ کنایه و حرف پهلودار. (برهان ) (ناظم الاطباء).