علاجپذیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علاج پذیر. [ ع ِ پ َ ] (نف مرکب )قابل مداوا. درمان پذیر و چاره پذیر. (ناظم الاطباء).
واژگان فارسی سره واژهدان
درمان پذیر، چاره پذیر
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علاج پذیر. [ ع ِ پ َ ] (نف مرکب )قابل مداوا. درمان پذیر و چاره پذیر. (ناظم الاطباء).
واژگان فارسی سره واژهدان
درمان پذیر، چاره پذیر
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی