علاج کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علاج کردن . [ ع ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تیمار کردن و مروسیدن . ◄ مداوا نمودن و معالجه کردن . ◄ چاره نمودن و تدبیر کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به علاج شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علاج کردن . [ ع ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تیمار کردن و مروسیدن . ◄ مداوا نمودن و معالجه کردن . ◄ چاره نمودن و تدبیر کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به علاج شود.