عقار آدم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقار آدم . [ ع ُ رِ دَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نباتی باشد دوائی سفید و به زردی مایل، گویند بیخ درخت انار صحرائی است . ضماد کردن آن کوفتگی و شکستگی را نافع است و تخم آن قوت باه دهد. (برهان ) (آنندراج ). مغاث . (الفاظ الادویة) (اختیارات بدیعی ).