عصمتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عصمتی . [ ] (اِخ ) دختر قاضی سمرقند. از زنان شاعر فارس بود و اشعار نیکویی بزبان فارسی دارد. (از اعلام النساء از مشاهیر النساء محمد ذهنی ).
عصمتی . [ ع ِم َ ] (ص نسبی ) منسوب به عصمة و عصمت . باعصمت . دارای عصمت و حفاظ. رجوع به عصمت و عصمة و عصمتیان شود.