عصمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عصمة. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) ابن حی بن السیدبن مالک ضبی . از شاعران جاهلیت . وی ارقم بن جون را بقتل رسانده است و درباره ٔ او شعری دارد. (از الاعلام زرکلی از المرزبانی ).
عصمة. [ ع ِ م َ ](ع مص ) بازداشتن و نگاه داشتن از گناه و جز آن . (ازمنتهی الارب ). نگاه داشتن . (دهار) (المصادر زوزنی ) (ترجمان القرآن جرجانی ). منع. (تاج المصادر بیهقی ).
عصمة. [ ع ِ م َ ] (ع اِ) گردن بند و حمیل . (منتهی الارب ). قلاده و گردن بند و حمایل . (ناظم الاطباء). قلاده . (اقرب الموارد). رسن . (دهار) (مهذب الاسماء). عُصمة. و رجوع به عُصمة شود. ج ِ، عِصَم، أعصُم، و عِصَمة، أعصام . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ بازداشتگی از گناه و جز آن . (ناظم الاطباء). منع و خودداری، و گویند آن ملکه ٔ اجتناب از گناهان است با وجود امکان ارتکاب گناه . (از اقرب الموارد) (از تعریفات جرجانی ). عصمت . رجوع به عصمت شود. - عصمة المقوِّمة (الَ ...) ؛ عصمتی است که بوسیله ٔ آن قیمت انسان ثابت گردد، و هر کس آن را هتک کند قصاص یا دیه بر او خواهد بود. (از تعریفات جرجانی و اقرب الموارد). - عصمةالمؤثِّمة (الَ...) ؛ عصمتی است که هر کس آن را هتک کند گناهکار و آثم خواهد بود. (از تعریفات جرجانی و اقرب الموارد).