عصام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عصام . [ ع َ ] (ع اِ) حلقه ای که در گردن سگ باشد. ج، أعصام . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
عصام . [ ع ِ ] (ع اِ) بند مشک و دوال که به وی بردارند مشک را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ رسن محمل که بر تصدیر وسینه بند و تنگ شتر بندند تا سپس نرود. (از منتهی الارب ). شکال، در محمل . (از اقرب الموارد). ◄ رسن دلو و مشک و آبدستان که بدان بندند. ◄ دسته ٔ آوند که بدان آویزند. (منتهی الارب ). عروه و دسته ٔ ظرف که بوسیله ٔ آن آویخته شود. (از اقرب الموارد). ◄ سرمه . (منتهی الارب ). کحل . (اقرب الموارد). ◄ جای باریک یک طرف دنب . (منتهی الارب ). قسمت باریک انتهای دم . (از اقرب الموارد). ◄ مجازاً، عهد و پیمان . (از اقرب الموارد). ج، أعصِمة، عُصم، عِصام، که لفظ اخیر با مفردش یکسان است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ زره تابان و نرم . ◄ معصم و موضعدستبند از ساعد. (ناظم الاطباء). ◄ ج ِ عِصام بر لفظ مفرد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). - امثال : کن عصامیاً و لاتکن عظامیاً . و ماورأک یا عصام . رجوع به عصام (ابن شهبر...)شود.
عصام . [ ع ِ ] (اِخ ) (ملا...) نام او عبدالملک بن جمال الدین عصامی و مشهور به ملا عصام است . رجوع به عبدالملک (ابن جمال العصامی ...) شود.