عزیا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عزیا. [ ] (اِخ ) (عزت یهوه ) پسر امصیا و جانشین او که در سن شانزده سالگی از سال ٧٨٦ تا ٧٣٤ ق .م . به تخت سلطنت جلوس نمود و ٥٢ سال سلطنت کرد. وی ابتدا بر اعدای خود مظفر و پیروز بود ولی این ظفر سبب به خود بالیدن او گردید و خواست به عمل مختص کهانت دست اندازی کند و بخور بر مذبح بخور سوزاند، لذا خداوند او را به آفت برص مبتلی کرد و تا آخر عمر در خانه ای که مخصوص مبروصان بود میزیست . در عهد او زلزله ٔ عظیمی حادث شد. نام او را عزریا نیز خوانده اند. (از قاموس کتاب مقدس ).